ستوان کلمبوي اسلامي هم به بازار آمد! خانم جميله‌ي کديور تشخيص دادند که انفجار شيراز کار بهائيان است. ايشان ضمناً "القاعده" و "وهابيون" را هم مثال زدند تا بيطرفي خودشان را برسانند!
پراکسی جديد
فيلتر شکن
برای دوستان در ايران
اصغرآقا، نوشته هاي هادي خرسندي

جمعه 6 ارديبهشت 1387

مشروطه ايراني، حق مسلم ماست!

توي ايميل‌ها يکي آمده بود راجع به زنده ياد فريدون آدميت. لينک «حزب مشروطه ايران» را داده بود. رفتم به سايتشان. خوشم آمد. يک مقاله از الهه بقراط بود، خيلي خوشم آمد. گفتم شما هم بخوانيد، هرچقدر خوشتان آمد، آمد. حرف مشروطه و مشروطيت، هميشه خوش آمدن دارد؛ مشروط بر اينکه براي مثله‌کنندگان مشروطيت تبليغ نکنند!

  نظرات رسيده (3)      
nazanin:

ميدونيد خانم boghrat گاهى حرفهاى خوبى ميزنه ،اما وقتى در mahiyt حرفش فرو ميريم ميبينم كه در ۳۰ سال گذشته منجمد شده،اين خانم saltant talb هنوز در دورانى siro solok ميكنه كه ۳۰ سال از ان ميگذرد.
من از دوران شاه زياد چيزى bekhatr ندارم،ولى ميدونم زندان evein را سخت تا آزادى و جوانان را سركوب كُنه،faghar و فحشا هم بود ،halabiabadha هم بودند،اقوام ما از كرد ،ترك،baloch در faghar بسر ميبردند،اينا رو خوب ميدونم و اين رژيم كه روى شاه را هم سفيد كرده،اما در اين مرد خاص با eishon موافقم چون بوى آخوندى به هيچ عنوان قابل estenshagh نيست

(May 7, 2008 12:49 PM)
091274538746:

اصغر آقاجان ،خواستم برای خانم بقراط نظرم را در همان سایت بنویسم،استخاره بد آمد .
این حق مسلم ایشان است که نخواهند عبارت منحوس"جمهوری اسلامی "در گذزنامه شان باشد ،اما در اینکه ملیتشان را با گرفتن پاسپورت آلمانی از دست می دهند ،موافق نیستم.جمال زاده بیش از هشتاد سال در کنار دریاچه لمان
زندگی کردو پیوندش هیچگاه با ایران و فرهنگ و ادب آن گسسته نشد .دکتر امیر مهدی بدیع با نوشتن "یونانیان و بربرها" و دکتر احسان یار شاطر با "ایرانیکا " و... برای من خیلی بیشتر از هزاران ایرانی ،به صرف داشتن فقط یک گذرنامه ، با نام ویا بدون نام ایران ،
ایرانی هستند .
2- همه ما بیش از ربع قرنی است که در یکی از کشورهای اروپائی ، امریکاو یا هر جای دیگر ، زندگی می کنیم وبنا به تعریف حقوقی پس از این مدت این حق را داریم که از حقوقی همسا ن یک شهر وند آن کشور بر خوردار باشیم .
3- اما در مورد آلمان که منهم ساکن آن هستم . پس از به قدرت رسیدن سوسیال دموکرتها در آلمان ، دولت آلمان استثنائی برای ایرانی ها قائل شد که ایرانی ها می توانند با داشتن ملیت ایرانی تابعیت این کشور را هم داشته باشند . سوای این مطلب ، سالهاست که کند و کاو در مورد سابقه تاریخی و فرهنگی این دو کشور یکی از مشغولیت های من می باشد و بر خلاف آنچه که به عمد یا به سهو در اذهان عمومی القا شده است ، این رابطه منحصر به روابط نزدیک این دو کشور در سالهای سلطنت رضا شاه نمی شود و سابقه ای خیلی طولانی تر دارد .مثال زیاد است ،اما برای نمونه چند مورد آن رامی نویسم :کوشش های دانشمندان و باستان شناسان آلمانی برای شناختن و شناساندن تاریخ ایران باستان مانند "نولدکه " . انتخاب "زردشت " از سوی "نیچه"بعنوان ابر مرد آرمانیش با وجود سمبل های اساطیری یونانی ، برای یک اروپائی و پیامبران سامی ، بعنوان یک مسیحی .برگزیدن "حافظ " از سوی "گوته" یکی از بزرگترین شاعران و نویسند کان آلمان به خاطر اندیشه های عرفانیش.
مثال فراوان اما جا و زمان محدود و این فقط مشتی بود نمونه خروار . واما هدف من از یاد آوری این مطلب که شاید به مذاق خیلی ها خوش نیآید ، این که من نه تنها از شهروندی آلمان و تابعیت دوگانه احساس بدی ندارم ،که خوشحالم تصادفاً کشوری را برای مهاجرتم بر گزیدم
که پیوندهای خیلی محکم تری با من ، بیش از یک صفحه کاغذ و مدرک ، دارد .
3- خانه مرا قلدری تصاحب کرده است و شوربختانه در تاریخ کشور من کم نیستند این قلدر های ریز و درشت که هر کدام برای مدتی با زور چماق به این مملکت حکم رانده اند ، اما این دلیلی نمی شود که من از سرزمین خودم قهر کنم . با اولین فرصتی که پس از بیست سال و اندی برایم فراهم شد سری به " خانه پدری " !؟ زدم .
هرچند که ظاهر آن بوی عرب زدگی می دهد اما اکثریت هم وطنانم هنوز که هنوزاست ازجان و دل ایرانی مانده و بر چسب نامبارک جمهوری اسلامی تاًثیری در آنها نکرده است . این را گفتم که همه را با یک چوب نرانید .

ره میخانه و مسجد کدامست
که هر دو بر من مسکین حرامست
نه در مسجد گذارندم که رندی
نه در میخانه کین خمّار خام است
با درود ومهر به شما و تمام ایرانی هائی که از وطن دور مانده اند

(April 28, 2008 1:51 PM)
پیپو:

یادش نه به خیر، در پاسپورت پناهندگی من، در برابر کلمه تابعیت، درج شده بود:
staatenlos =stateless
(بی وطن). هرچند که واژه ی غم انگیزی بود، ولی حداقل منطق و حقیقتی درش بود...راستی اگر قرار است پناهنده هم تبعه "جمهوری اسلامی" یا حتی "ایران" (و لاکن نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد!) باشد، دیگر در آلمان بعنوان پناهنده چه میکند و فرقش با یک ایرانی که با پاسپورت قانونی از کشور خارج شده چیست؟

در ضمن: میخواستم نظرم را ـ به فرموده خانم بقراطـ در همان سایت ایشان بنویسم، ولی نمیدانم چرا آنجا احساس غریبگی میکردم!...اینجا راحتم ولی!

(April 27, 2008 1:53 AM)
 
 
 
این سایت را BookMarkکنید!
بايگاني
 May 2008 [4]
 April 2008 [23]
 March 2008 [5]
 February 2008 [11]
 January 2008 [28]
 December 2007 [18]
 October 2007 [5]
 September 2007 [10]
 August 2007 [12]
 July 2007 [19]
 June 2007 [17]
 May 2007 [6]
 April 2007 [8]
 March 2007 [24]
 February 2007 [10]
 January 2007 [26]
 December 2006 [27]
 November 2006 [14]
 October 2006 [44]
 September 2006 [9]
 August 2006 [12]
 July 2006 [22]
 June 2006 [11]
 May 2006 [5]
 April 2006 [4]
 March 2006 [1]
 February 2006 [17]
 January 2006 [18]
 December 2005 [11]
 November 2005 [1]
 October 2005 [4]
 September 2005 [22]
 August 2005 [27]
 July 2005 [10]
 June 2005 [8]
 May 2005 [14]
 April 2005 [3]
 March 2005 [10]
 February 2005 [12]
 January 2005 [14]
 December 2004 [7]
 November 2004 [3]
 October 2004 [2]
 September 2004 [4]
 August 2004 [5]
 July 2004 [7]
 June 2004 [9]
 May 2004 [3]
 April 2004 [3]
 March 2004 [6]
 February 2004 [8]
 January 2004 [20]
 December 2003 [7]
 November 2003 [2]
 October 2003 [2]
 September 2003 [4]
 August 2003 [11]
 July 2003 [28]
 June 2003 [13]
 May 2003 [2]
 April 2003 [8]
 March 2003 [6]
 February 2003 [6]
 January 2003 [5]
 December 2002 [9]
 November 2002 [12]
 October 2002 [5]
هادي در ...
حاشيه
::  تاکنون 743 مطلب در اين سايت منتشر شده است.
::  نسخه ايکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
::  اين سايت توسط برنامه موويبل تايپ 3.33 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به هادي خرسندي است.