بچه‌ها اين خانه‌ي اجدادي است. گشته ويران تشنه‌ي آبادي است. خسته از شلاق استبدادي است، مرهم دردش کمي آزادي است. بچه‌ها اين، کار فرداي شماست!.!
پراکسی جديد
فيلتر شکن
برای دوستان در ايران
اصغرآقا، نوشته هاي هادي خرسندي

پنجشنبه 20 آذر 1382

پرزیدنت و ارکستر عراق خيالم

پرزیدنت و ارکستر عراق

خيالم راحت شد. من بيم داشتم که شيرين خانم عبادي در حضور ملکه و وليعهد نروژ و
آنهمه آدم هاي مهم ديگر، سخنراني کند که بعله من از اينجا برميگردم به ايران و دوباره
ميرم دست نمايندگان مجلس را ميبوسم!
بله به خير گذشت.به نظر ميرسد که ايشان در جاهاي مهم حرف هاي مهم ميزند و آن
دري وري ها را ميگذارد براي محيط دري وري..

آمما ...موضع گيري زيباي شيرين خانم در مقابل جنايات آمريکا و اسرائيل در منطقه،
اين خطر را دارد ، که حزب کمونيست کوليگري، قرشمال بازي خود را عليه او افزايش
دهد! يعني که ناگهان از تمام رسانه هاي پرمخارجي که در اختيار دارد ، هر فحش چارواداري
که کولي ها و "سرکولي"هاي حزبي بلدند ، نثارش کنند و بعد هم شروع کنند به افشاگري عليه
داوران نوبل که مثلاً اقاي آرتور بلانگ، کلسترول خونش بالاست! و خانم ماريا درايل، در لندن
با ابراهيم نبوي چلوکباب خورده است!

- اين چه جور افشاگري ميتواند باشد؟ نميدانم. فقط ميدانم حزب محترم کمونيست کوليگري
مرا هم که افشا ميکرد، همينطوري عمل کرد.هم در سايت رسمي حزب اعلام کردند هادي
خرسندي چربي خونش بالاست. هم اينکه لو دادند که با ابراهيم نبوي در لندن چلوکباب
خورده ام.(اين بيشتر به درد افشاگري عليه ابراهيم نبوي ميخورد!) و اما اين حزبي هاي
کمونيست دهن لق، معني خبرچيني و لو دادن را هم خوب نفهميده اند انگار. من به هرچلوکبابي
لندن که ميروم گلايه ميکنند که چرا ابراهيم نبوي را نياوردي اينجا؟ کلي بايد توضيح بدهم
که اينها پرونده سازاني هستند که با حفظ سمت، دروغ هم ميگويند.چرا که سوماً ابراهيم نبوي
باقالي پلو خورد. دوماً با هم نبوديم. اولاً من تا به حال او را در لندن نديده ام..
***
روزگار غريبي است نازنين. يکشنبه در شهر کلن برنامه روز دانشجو بود. <کميته حمايت
از جنبش جوانان در ايران> از من هم دعوت کرده بود. اول برنامه ام گفتم:

- <به اميد داشتن دنيايي بدون بوش و بن لادن و شارون و خامنه اي و رفسنجاني...>
-
- بعدش هم گفتم
- < البته دنيا اگر بدون بوش و شارون باشد، بعضي از کمونيست هاي ايراني يتيم ميشوند!>
-
- فرداش دوتن از خانم هاي کمونيست فعال، در حضور يکي از برگذار کنندگان (آزادهَ قهرمان)
- به من گفتند اين حرف تو، ديشب يکي از بانوان را ناراحت کرد. پرسيدم چرا؟ گفتند چونکه
- "شيرين" به حزب کمونيست کارگري گرايش دارد.
- گفتم من که اسمي از حزب نياوردم، چرا شيرين خانم ناراحت شده؟ چوب را که برميداري .....
- عجب! چه شيرين هاي جورواجوري توي دنيا هست!
-
- ***
-
- ارکستر ملي عراق در واشنگتن به اجراي موسيقي پرداخت

- ارکستر ملي عراق، شب گذشته در حضور جمعي در واشنگتن، به اجراي برنامه موسيقي پرداخت.
- جرج بوش، رئيس جمهوري آمريکا، کالين پاول ، دونالد رامسفلد و عده اي از چهره هاي ديگر
- آمريکا در ميان تماشاگران بودند. بعد از کنسرت ، موزيسين ها به حضور پرزيدنت بوش رسيدند.(راديو فردا)
-
-
- ارکستر ملي عراق ابتدا آهنگ ايراني ُگل پامچالَ را با شعري تازه اجرا کرد که چنين آغاز ميشد:
-
- دبليو بوش ، دبليو بوش،
- بيرون بکش ، بيرون بکش، دردمون فزون شد - عزيز دردمون فزون شد
-
- کالين پاول، کالين پاول ، ارواح بابات، هلي کوپترات -باز که سرنگون شد .آخ جون باز که سرنگون شد
- عزيز اينجا عراقه ... خبراش داغ داغه - به يک چشم بهم زدن، کله تو زدن، جفته پات چلاقه
- به يک چشم بهم زدن، کله تو زدن، جفته پات چلاقه
-
- ***
- سپس پرزيدنت بوش با يک يک اعضاي ارکستر خوش و بش کرد:
-
- - - شما چي ميزني؟
- - - ويلن سل قربان.
- - - ويلن سل؟
- - - بله قربان.
- - - معالجه نداره؟
- - - نه. ولي سرفه اش بند اومده.
- - - خيلي گنده است.
- - -بزرگي از خودتونه قربان.
- - - زمون صدام هم ويلن سل ميزدي؟
- - - نه قربان. اين منو ميزد.
- -
- - - شما چي ميزني؟
- - - عود مستر پرزيدنت.
- - - چه اسم عجيبي داره.
- - - بله مستر پرزيدنت.
- - - آهان. پس اسم اين، عودِ خاليه.
- - - البته مسترپرزيدنت.
- - - پس مسترپرزيدنت جزو اسمش نيست.
- - - خير مستر پرزيدنت.
- - - قيمتش چنده؟
- - - گرونه مستر پرزيدنت.
- - - ارزونتر نميدن؟
- - - غیر ممکنه مستر پرزيدنت.
- - (بوش به پاول)
- - - اين يارو انگار از من خنگ تره.
- - پاول – محاله مستر پرزيدنت.
-
-
- - - شما چي ميزني؟
- - - اين تمپو هستش. مثل تنبکه.
- - - اين چيه ؟ پلاستيکه؟
- - - خير قربان پوسته. پوست گوسفنده.
- - - آه. صدام گوسفندها رو ميکشت پوستشونو ميکشيد روي تمپو..
- - - صدام آدم هارو ميکشت قربان.
- - -يعني ممکنه اين پوست آدم باشه؟.
- - - خيرقربان.
- - - ساز جالبيه. وقتي ميزني تو سرش صدا ميکنه.عراقي ها هم بايد ياد ميگرفتند.-
- - - قربان.اين هم اگه بدونه بعدش چه وضعي ميشه ممکنه ديگه صداش درنياد.
- - پاول - گوشش سنگينه قربان. نفهميد چي فرمودين. نفر بعدي را ببينيد.
-
- - - شما امشب چي ميزدي؟
- - - همين سازو قربون.
- - - قبلن هم زده بودي؟
- - - از شش سالگي قربون.
- - - خوبه اينهمه سال يادت نرفته.
- - - يادداشت کردم قربون.
- - - از رفتن صدام خوشحالي؟
- - - اگه بره قربون.
-
-
- - - ساز شما چيه؟
- - - فلوت آقاي رييس.
- - - زمان صدام هم ميزدي؟
- - - چه جورم قربون ... ( چشم غرهَ پاول) ...اما صدام سوراخاشو بسته بود نميذاشت صداش درآد.
- - - صداي چي؟
- - - همين فلوت ديگه قربون.
- - بوش (به پاول)- بگو هرچي فلوت توي عراق هست بگيرن سوراخاشو باز کنن.
- - - چشم قربان.
- - - دو تا سوراخ هم از قول من اضافه سوراخ کنن.
-
-
- - بوش - شما چي ميزني؟
- - دفي - اينو.
- - - اينو. اسم جالبيه براي ساز.
- - - اسمش دفه.
- - - پس اينو نيست.
- - - خير قربان اينو ميزنم.
- - - پس دفو کي ميزنه؟
- - - خودم ميزنم قربان. من اينو ميزنم. اسمش دفه.
- - - دوتا اسم داره؟
- پاول- قربان اسمش اينو است توی خونه دف صداش میکنن.
- - بوش – چقدر گرده.
- - دفي- لطف دارين قربان.
- - بوش – چارگوششم هست؟
- - دفي – زمان صدام که نبود.
- - پاول – قربان اين بايد گرد باشه. چارگوش باشه صدا نميده.
- - بوش – پس برعکس تلويزيونه.
- -
-
- بوش – شما رهبر ارکستري؟
- - - بله قربان.
- - - چوبت کوتاه نيست؟
- - - خير قربان.
- - - به اون رديف آخري ها نميرسه.
- - پاول – قربان ميره جلو ميزنه توي سرشون.
- - بوش – در زمان صدام هم در خارج کشور کنسرت ميدادين؟
- - - بله قربان. روسيه رفتيم، آلمان ، فرانسه.
- - دوباره اگه رفتين من يک آهنگي ساختم به اسم "فوتينا"، براشون بخونين. راجع به بازسازی عراقه..
- - پاول – قربان آخرش هم با بيلاخ تموم کنين.
- - بوش – نه بابا. ميگم رهبر ارکستر همينجوري چوبشو حواله بده.
- - - کاشکي خودتون رهبر ارکستر بودين.
- - بوش – من در بچگي خيلي به رهبري ارکستر علاقه داشتم. چوب نداشتم.
- - رهبر – من هم خيلي دلم ميخواست رييس جمهور بشم. داداش نداشتم.
- - بوش _ چي؟
- - پاول – قربان منظورش برادر حضرتعالي فرماندار فلوريداست.
- - بوش – متلک گفت؟
- - پاول – همچين.
- - بوش – بدم ببرنش کوالالامپور؟
- - پاول – کوالالامپور چرا قربان؟
- - بوش – پيش اسيران القاعده.
- - پاول – منظورتون زندان گوانتاناموِئه!
- - بوش – چه فرقي ميکنه. اين احمق که نميدونه. ميفرستيمش کوالالامپور.
- -
-
- - - اين چيه؟
- - - آکوردئونه آقاي پرزيدنت.
- - - نه. اينو ميگم.
- - - اين بندشه که به گردن آويزون ميکنم.
- - - اگه آدم اين بندو نداشته باشه نميتونه آويزون کنه گردنش؟
- - - بله قربان.
- - - اگه گردن هم نداشته باشه، همينطور.
- - - درسته قربان.
- - - چند تا از همکاران آکوردئونيست شما را صدام کشت؟
- - - از ما کسي را نکشت.
- - پاول – چرا قربان، کشته ، اين يادش نيست.
- - - بله قربان من حافظه ام ضعيفه.
- - پاول – چشم غره هم سرت نميشه.
- - بوش - آکوردئون اصيل ترين ساز عراقي بايد باشه.
- - - خير قربان. چنين نيست.
- - - از اين به بعد رو ميگم.
- - - امر بفرمائيد.
- - - توي اداره منم عينکمو ميندازم گردنم.
- - - بله قربان.
- - - شما هم اگه مرتب سازتو نندازي گردنت گم ميشه.
- - - درسته قربان.
- - - زيرش چرخ داره؟
- - - خير قربان؟
- - - پس زياد شباهت به پيانو نداره.
- - - درسته.
- - - اين دومين باره که من در عمرم آکوردئون مي بينم.
- - - دفه اول کجا ديدين قربان؟
- - - روي صحنه. وقتي داشتي ميزدي.
-
- - - شما چي ميزني؟
- - - چي بزنم خوبه مستر پرزيدنت؟
- - - تا حالا تصميم نگرفتي؟
- - - خير قربان. شما بفرمائيد از فردا شروع ميکنم.
- - - چرا ميخندي احمق؟
- - پاول – قربان اين دونالد رامسفلد خودمونه.
- - بوش – اهه. آره. ببخشيد. عينکشو برداشته بود خوب نديدمش.
- - رامسفلد – ما نوکرتيم.
- - بوش- چي ميزني بلاخره؟
-
- ***
- با سپاس از همه تا چند روز دیگه.
- قول داده بودم اينجا را تعطيلش کنم. گفتم که، گرفتاري نذاشت.درين سفر اخير هم اصلن از
- تعطيلش پشيمان شدم. تازه ميخوايم بازسازي هم بکنيم.از آلمان و فرانسه و روسيه هم ممکنه کمک بگيريم
-
- لطفن اگر کار لازمي نداريد ايميل نزنيد. اگر به در و ديوار اين سايت ها
- نوشته ايميل بزنيد مال اون اوائل است که نديد بديد بوديم. (پاکش هم
- نميتونيم بکنيم) خيال ميکرديم هرکي بيشتر ايميل بگيره شاهه.
- لطفن از نامه نوشتن و پست غافل نشين. اهميتش هم بيشتر ميشه.
- يک شعري من دارم باهاس همين طرفها توي اينترنت باشه. ميگه:
- گله ميکرد ز مجنون ليلي --- که شده رابطه مان ايميلي ...
- آنقدر دلخور ازين ايميلم ---- که به اين رابطه هم بي ميلم
-
- اگر فرمايش فوري کسي دارد من تا 17دسامبر در لندن هستم. تلفن کند
- وگرنه اوائل ژانويه.
- 19دسامبردر بروکسل، 21 در آنترپ، 26 تولوز فرانسه 27 نيس 28 ليون.
- جزئياتش تا چند روز ديگر.
- تقاضاي اشتراک "اصغرآقا" با ايميل قبول نيست. به ايران نميفرستيم.
- نشانيها کمي پائينتر:

--------

 
 
 
این سایت را BookMarkکنید!
ايميل هادي خرسندي hadikhorsandi@aol.com ايميل‌هاي بخشنامه‌اي و گروهي باز نميشود.
نشاني پستي ما
ASGHAR AGHA
P.O.BOX 2019
LONDON NW10 - 7DW -
UK
 November 2008 [18]
 October 2008 [28]
 September 2008 [17]
 August 2008 [26]
 July 2008 [23]
 June 2008 [5]
 May 2008 [9]
 April 2008 [23]
 March 2008 [5]
 February 2008 [11]
 January 2008 [27]
 December 2007 [18]
 October 2007 [5]
 September 2007 [10]
 August 2007 [12]
 July 2007 [19]
 June 2007 [17]
 May 2007 [6]
 April 2007 [8]
 March 2007 [24]
 February 2007 [10]
 January 2007 [26]
 December 2006 [27]
 November 2006 [14]
 October 2006 [44]
 September 2006 [9]
 August 2006 [12]
 July 2006 [22]
 June 2006 [11]
 May 2006 [5]
 April 2006 [4]
 March 2006 [1]
 February 2006 [17]
 January 2006 [18]
 December 2005 [11]
 November 2005 [1]
 October 2005 [4]
 September 2005 [22]
 August 2005 [27]
 July 2005 [10]
 June 2005 [8]
 May 2005 [14]
 April 2005 [3]
 March 2005 [10]
 February 2005 [12]
 January 2005 [14]
 December 2004 [7]
 November 2004 [3]
 October 2004 [2]
 September 2004 [4]
 August 2004 [5]
 July 2004 [7]
 June 2004 [9]
 May 2004 [3]
 April 2004 [3]
 March 2004 [6]
 February 2004 [8]
 January 2004 [20]
 December 2003 [7]
 November 2003 [2]
 October 2003 [2]
 September 2003 [4]
 August 2003 [11]
 July 2003 [28]
 June 2003 [13]
 May 2003 [2]
 April 2003 [8]
 March 2003 [6]
 February 2003 [6]
 January 2003 [5]
 December 2002 [9]
 November 2002 [12]
 October 2002 [5]
هادي در ...
حاشيه
::  تاکنون 864 مطلب در اين سايت منتشر شده است.
::  نسخه ايکس ام ال اين سايت را در اينجا مشاهده نماييد.
::  اين سايت توسط برنامه موويبل تايپ 3.33 طراحي و اجرا شده است.
::  کليه حقوق اين سايت بر اساس امتياز Creative Commons  متعلق به هادي خرسندي است.