والنتاین عشق یک روزه !
توي همين ده بيست ساله اين روز "والنتاين" به عنوان روز ابراز عشق جا افتاد که فکر ميکنم گل فروش ها و کارت و کادو فروش ها خيلي کمک کردند.
14 فوريه (25 بهمن) "والنتاين دي" در دنياي غرب (خصوصاً دنياي شرق!) روز عشق و عشاق است!
پيش از آن من خيال ميکردم هر روز روز عشق و عاشقي است. از آن پس هم همان خيال را ميکنم! البته اين که اين روز ريشه مذهبي دارد و مربوط ميشود به قديسي به نام سنت والنتاين در هزار و پانصد سال پيش، زياد برايم مهم نيست. چرا که اينجور پرهيزها نبايد خود به مذهبي تازه تبديل شود! دلخوري من علت ديگر دارد.
والنتاین، روز عشق و عشقبازیست
حقیقی نیست البته، مَجازیست
کجا یک عاشقی این ادعا کرد
که حق عشق یک روزه ادا کرد
تو سرما میخوری، یک هفته باید
بخوابی تا مگر وقتش سرآید
چگونه عشق را با آن تب و سوز
توان دینش ادا کردن به یک روز
اگر داری خیال رفع تکلیف
بده پنجاه درصد نیز تخفیف
همان یک روزه را هم نیمه اش کن
به کادو دادنی هم بیمه اش کن
بکن با یار عشقی نیمه کاره
بگو باید که برگردم اداره!
ولی گر عاشقی را میشناسی
نباید با والنتاینش بلاسی
نمی مانی که تا یک روز درسال
زنی زنگ و کنی عشق و دهی حال
چو مجنون عاشق لیلا بمانی
در اوج بی زمانی، بی مکانی
که درد عاشقی مدت ندارد
غمش روز و شب و ساعت ندارد
زمان عشق اینسان مختصر نیست
بله عشق است این، سیزده بدر نیست!
***
يک مطلب آرشيوي
راستي حالا که تا اينجا آمديد اين مقاله سال پيش مرا بخوانيد. نميدانم کجا بوده و کجاها چاپ شده. الان توي آرشيو سايت ديدگاه پيداش کردم.
وز صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که درین روز والنتاین بماند!
روز چهاردهم فوریه را غربی ها روز عشق میشناسند. سابقه اش در روم باستان هست که روز ستایش قدیسی به نام والنتاین بوده و از اینجور افسانه ها. شاید هم برگردد به صدر اسلام و منطبق باشد با بیست و ششم ذیقعده سال دوم هجرت که برای اولین بار زنی در اسلام سنگسار شد.
علامه « محمدباقر مجلس گرم کن» - که با قر، مجلس را گرم میکرده – روایت میکند که تا سال ها بعد مسلمانان در روز والنتاین، سنگ برای همدیگر میفرستادند.
در ایران امروز بسیارند زن و شوهرهائی که در روز والنتاین؛ شوهر برای گرلفرندش هدیه گرانقیمت میگیرد و زن او، بی خبر از همه جا، به یک پیشکشی کوچک برای بویفرندش قناعت میکند.
امسال والنتاین در بریتانیا حال و هوای دیگر دارد.
آقای پرنس چارلز ولیعهد دوم خردادی بریتانیا بالأخره تصمیم گرفت با عشق اول و بلکه هم آخرش خانم کامیلا پارکربالز ازدواج کند.
مراسم نامزدی عشاق سلطنتی تصادفاً در سالروز انقلاب اسلامی، 5شنبه 22بهمن برگذار شد. تصادفاًتر، پارسال همین ایام بود انگار که پرنس چارلز به دلش برات شد سری به زلزله زدگان بم بزند و سر راه! یک عکس تانگوئی هم با پرزیدنت خاتمی بگیرد!
حالا آقای بوش هی بالا و پائین برود و هخا بازی دربیاورد که ای ملت ایران! رژیم را ساقط کنید، من هوایتان را دارم!
البته اگر این حرف را قدری سربسته و اندکی دیپلماتیک میگفتند، اگر هندوانه را یکجور بهتری زیر بغل آدم میگذاشتند، من هیچکاره هم هرجور شده خودم را به ایران میرساندم و میریختم توی خیابان و شروع میکردم به ساقط کردن رژیم! اما آقای بوش و خانم کاندالیزا یکجوری حرف میزنند که انگار روی صحبتشان با خامنه ای و رفسنجانی است، اگرچه خطابشان به ملت ایران است!
گیرم ما رفتیم ریختیم توی خیابان و رژیم گرفت هشترمان را پشتر کرد و آمریکا هم اعلام کرد ما بیش ازین در امور داخلی هیچ کشوری دخالت نمیکنیم، جواب هشترهای پشتر شده ما را کی میدهد؟
راستی، دولت آمریکا پیش از این، با اینهمه صراحت ، آیا هرگز ملتی را علیه حکومتی شورانده بود؟
منظور، این پشتگرمی دادن های علنی و دمکراتیک، لایش یک کمی باز است وگرنه ملت، از اینهمه هندوانه ، تا حالا یکیش را قاچ کرده بود! (غیر از کمونیست های ایرانی طرفدار آمریکا که این هندوانه ها را با پوست میخورند.)
سیا بازی یا سیاه بازی؟ پرزیدنت خاتمی در نطق شدیداللحن خودش آمریکا را تهدید کرده! :
« اگر پای متجاوزی به اين كشور برسد، ايران جهنمی سوزان برای متجاوزان خواهد بود ».
منظورش اینست که متجاوزان را میگیرند زندان میکنند، شکنجه میکنند، یا چنان عرصه معیشت را بر آنان تنگ میکنند که در بازار کلیه فروشان، کلیه فرزندانشان را بفروشند یا دخترانشان را برای تن فروشی به امارات بفرستند. (جهنمی سوزان، آماده تر از این، چی میخوای برای متجاوزان درست کنی بدبخت؟)
( نمیدانم نطق شدیداللحن او، به اندازه ای که بهش گفته بودند شدیداللحن بوده یا باز، آخر شب رفسنجانی و خامنه ای زده اند توی سرش که تو آدم نمیشی. حیف از آنهمه رأی که ملت به تو داد !!)
برگردیم به پرنس چارلز که حدود 47 درصد مردم انگلیس میگویند حالا که او با یک بیوه مسن تر از خودش ازدواج میکند، بهترست دیگر قید سلطنت را بزند و پادشاهی را از حالا به پسر ارشدش واگذار کند. یکی نیست به این جماعت بگوید (البته فعلاً من هستم) که اگر شما قبول دارید که یکنفر بطور موروثی در کشورتان صاحب تاج و تخت شود و اگر اساس سلطنت و مونارکی را میپذیرید، دیگر غلط میکنید در زندگی خصوصی ولیعهد امروزی و شاه آینده و جانشین بعدی و همخوابه فعلی اش دخالت میکنید و برایش تصمیم میگیرید.
در خانواده پرنس چارلز اولین بار نیست که عشق بر سلطنت پیروز میشود. به قول شاعر:
شکوه سلطنت عشق را ببین حافظ - که باطلش نکند پادشاه برتانی
( از چاپ جدید دیوان حافظ به تصحیح دکتر علیرضا نوری زاده)
تازه این شاهزاده باذوق از عقده کمبود مادر است که عاشق یکی همسن مادر خودش شده. خدا مادر هیچکس را ملکه نکند. من همیشه فکر میکنم اگر از زمان بچگی به هر در و دیواری و روی هر سکه و تمبر و اسکناسی عکس ننه ام را میدیدم، عاقبت با مادر بزرگ کامیلا پارکر بالز ازدواج میکردم.
البته با مادر فولادزره دیو هم اگر ازدواج میکردم محال بود بگذارم عقد و نامزدی و شیرینی خورانش بیفتد به روز نحس 22بهمن.
14 فوریه را به همه عاشقان، همه عاشقان بی معشوق، همه معشوق های بی عاشق، همه عشق های بی عاشق و معشوق شادباش میگویم.
این دوبیتی تقدیمشان
ز هجر یار خود دلخونم امشو
پریشون از غم هجرونم امشو
نشستم دست تنها میکنم حال
خودم لیلی خودم مجنونم امشو